تبليغاتX
چکاوک

چکاوک

 

 

دل تنها عضوي است كه با نگاه لمس مي شود.

2. دل تاري است كه وقتي بشكند بهتر مي نوازد.

3. خدا را بخوان تا خدا تو را از خواندني ها قرار دهد.

4. غرور از فرشته شيطان ، و تواضع از خاك ، انسان مي سازد.

5. گرفتار گناه ، اسير هر دو عالم است.

6. حقيقت رنگ كردن مردم عينكي شدن خود است.

7. زني كه جواهر است از جواهرات براي خويش بت نمي سازد.

8. چشم دروغگو بيشتر از معمول پلك مي زند.

9. مطالعه يك كتاب تجربه يك زندگيست.

10. لبخند طاق نصرتي بر دروازه دل است.

11. كودكان خوبند اگر خلاف كردند بزرگترها را ادب كنيد.

12. رابطه اي كه با هوس شروع شود، با تنفر خاتمه مي يابد.

13. چاله شكست پر است از انسان هاي تندرو.

14. دوست جديد دنياي جديد است.

15. همه از عشق دم مي زنند اما عاشقان در سكوت مي ميرند.

16. هر كس در هنگام شكست ها نشكند پيروز است.

17. همه انسان ها در شهر خيال خويش اسطوره هايي منحصر به فردند.

18. زندگي ساختني است نه گذراندني.

19. جهان بزرگتر از آن است كه با كار تو خراب شود با گناه خود را خراب نكن.

20. غرور انهدام است مغرور نباش.

21. اي انسان بمان براي ساختن و نساز براي ماندن.

22. امروز فرصتي است براي جبران ديروز و ساختن فردا.

23. ارزانترين و زيباترين آرايش صورت لبخند است.

24. بقا از آن خداست باور نداريد از گذشتگان بپرسيد.

25. كسي كه هدف هاي بزرگ دارد بزرگ مي ميرد.

26. در ميدان عشق قاتل و مقتول محبوب يكديگرند


سلام،این شعر زیبا رو از شادروان مهدی اخوان ثالث تقدیم میکنم به عاشقان این

شاعر بزرگ

 

بر چوبه ی دار یادگارها نوشتند...

برای رنج هایی که بردند و برای رنج هایی که میبرند

زیرا براین باورم که اینان نارمیده اند .

گاهی به آسمان نگاه میکنم

تا شاید سایه ای از پروازشان را بر فراز ابر ها ببینم...

فریاد خانه‌ام آتش گرفته ست

آتشی جانسوز هر طرف می‌سوزد

این آتش، پرده‌ها و فرشها را، تارشان با پود.

من به هر سو می‌دوم گریان

در لهیب آتش پر دود

وز میان خنده‌هایم، تلخ، و خروش گریه‌‌ام، ناشاد

از درون خسته‌ی سوزان، می‌کنم فریاد! ای فریاد!

خانه ام آتش گرفته‌ست

آتشی بی‌رحم همچنان می‌سوزد این آتش

نقشهایی را که من بستم به خون دل

بر سر و چشم در و دیوار

در شب رسوای بی‌ساحل.

وای بر من، سوزد و سوزد غنچه هایی را که پروردم بدشواری

در دهان گود گلدانها

روزهای سخت بیماری.

از فراز بامهاشان

شاد دشمنانم موذیانه خنده های فتحشان بر لب

بر من آتش بجان ناظر.

در پناه این مشبک شب.

من به هر سو می‌دوم، گریان از این بیداد.

می‌کنم فریاد! ای فریاد! ای فریاد وای بر من

همچنان می‌سوزد این آتش آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان؛

و آنچه دارم منظر و ایوان

من به دستان پر از تاول اینطرف را می‌کنم خاموش

وز لهیب آن روم از هوش

ز آن دگرسو شعله برخیزد، به گردش دود

تا سحرگاهان، که می داند، که بودِ من شود نابود

خفته‌اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر

صبح از من مانده برجا مشتِ خاکستر

وای، آیا هیچ سر برمی کنند از خواب

مهربان همسایگانم از پی امداد؟

سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد

می‌کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد! زندان

 

 

+ نوشته شده در شنبه 18 اسفند1386 3:10 توسط حسین |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

سایت مروارید سیاه

یاور همیشه مومن
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

اسفند 1386

بهمن 1386
فروردین 1386
دی 1385
آبان 1385
تیر 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384



پیوندها

یاور همیشه مؤمن
وبلاگ داریوش اقبالی
وب سایت فرید زولاند
وب سایت داریوش اقبالی
اندوه جوان بودن
هزاران جلد کتاب فارس رایگان برای دانلود
دربه درهميشگي
در حسرت دیدار تو آواره ترینم
حصار سکوت
مسافر سرزمین هیچکس
آثار چاپ شده وچاپ نشده کارو
طرفداران داریوش
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin